جوان تولز - ابزار وبلاگنویسان جوان

http://upload.tehran98.com/img1/u3n8s2ek5whbq3xse5kk.gif آموزش بیمار

آموزش بیمار

یک نظریه یادگیری عبارت است از مجموعه‌ای از اصول و قوانین در زمینه فرایند یادگیری.

 نظریات یادگیری به بررسی فرآیند یادگیری می‌پردازند و تلاش می‌کنند چگونگی یادگیری و عوامل موثر بر آن را مورد بررسی قرار دهند. برای رسیدن به این هدف هر یک از صاحبنظران این مساله را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داده‌اند که موجب بوجود آمدن نظریات مختلف در زمینه یادگیری شده است.

در طول تحول و رشد مباحث مربوط به یادگیری ، دو مکتب مهم شکل گرفت: نظریات رفتاری و نظریات شناختی.

نظریات رفتاری

بنیانگذار این مکتب « جان. بی واتسون » Watson,J.B در سال 1913 است. این مکتب بر مبنای جهان بینی تجربه گرایی معتقد است که تجربه تنها منبع اصلی دانش و یادگیری است و یادگیری از راه کسب تجربه صورت می‌گیرد.

پیروان روان شناسان رفتاری، کسب رفتار را غالبا با فرایندهای شرطی سازی توضیح می‌دهند. این روان شناسان به اهمیت تمرین ، تقویت و مجاورت در یادگیری تاکید دارند.

نظریات شناختی

در حدود همان زمانی که رفتارگرایان نظریه خود را در آمریکا گسترش می‌دادند، گروه کوچکی از روانشناسان آلمانی به اهمیت ادراک با بینش و تشخیص فرد و بطور کلی عوامل درونی در یادگیری تاکید می‌کردند.

نظریات گشتالت (Geshtalt) ، پیاژه ((Piaget,J و لوین  (Levin) از جمله نظریات شناختی یادگیری هستند.

در سالهای اخیر گروهی از روان شناسان با تاکید بر هر دو عامل درونی(شناخت گرا) و بیرونی(رفتارگرا) ، مکتب دیگری تحت عنوان مکتب رفتاری _ شناختی پایه ریزی کردند.

بندورا ((Bandura,A ، ماهونی   (Mahonni)  از جمله این روانشناسان هستند.

نظریه های یادگیری

Motivation theory

Mastery learning theory

Social learning theory

Motivation theory

«انگيزش» عاملي است که رفتار مشخصي را تحريک و هدايت مي کند. روان شناسي براي انگيزش اهميت بيشتري نسبت به هوش قائل مي شوند. آنان انگيزش را حاصل عواملي مانند مشوق ها، نيازهاي دروني، کنجکاوي، برانگيختگي می دانند. هر دو مکتب رفتارگرا و شناخت گرا به تاثیر انگیزه بر یادگیری اعتقاد دارند.

فنون ایجاد انگیزش

Mastery learning theory

تاکید بر عوامل درونی و بیرونی

براساس اين نظريه، يادگيري و پيشرفت تحصيلي فراگيران به طور وسيعي با زمان يادگيري بستگي دارد.(کارول ،1963) به عقيده جان کارول شاخص اصلي استعداد تحصيلي فراگيران، زمان است. در يادگيري تا حد تسلط اگر روش تدريس مطلوب و عالي باشد، وقت کمتري نياز خواهد بود و استعداد هر فرد در اين روش نقش بسزايي دارد.


    بلوم معتقد است مهارت يادگيري در حد تسلط روي مفهوم خود، فراگيران اثر مي گذارد. فراگیران به ارزش و کفايت خود پي مي برند و اين روش ، يکي از قويترين منابع سلامت روحي است. در اين روش معلم سعي مي کند روشهاي آموزش خود را براساس تفاوت هاي فردي تنظيم کند.  

Mastery learning theory

در یادگیری در حد تسلط اساسی ترین مفهوم « تسلط» است. تسلط به مقدار یادگیری واقعی یاد گیرنده اشاره می کند. مفهوم تسلط به مفهوم مهارت هم نزدیک است.

اندرسون و بلاک می گویند، مهارت به دنبال تسلط می آید؛ یعنی نخست شخصی باید ابتدا بر کاری تسلط یابد تا بعد در آن ماهر شود. یادگیرندگان از راه تمرین کردن یادگیریهایی که قبلا بر آنها تسلط یافته اند مهارت کسب می کنند. بنابراین می توان گفت تسلط پیش نیاز مهارت است.

کنترل میزان تسلطی که فراگیر در فرایند آموزش به دست می آورد از طریق آزمون های مرحله ای «تکوین» formative و پایانی «تجمعی و تراکمی»summative  امکان پذیر است.

Social learning theory

نظریه یادگیری اجتماعی که توسط آلبرت بندورا ارائه شد، احتمالاً تاثیرگذارترین نظریه یادگیری و رشد بوده است. اين نظريه  تركيبي از دو مکتب رفتارگرا و شناخت گرا مي باشد.

 بندورا اعتقاد دارد که آموزش مستقیم، تنها وسیله برای یادگیری نیست. نظریه او، مراودات اجتماعی را نیز در نظر می‌گیرد و می‌گوید که افراد می‌توانند اطلاعات، ارزشها، نگرشها و رفتارهای جدید را از طریق مشاهده افراد دیگر یادبگیرند. این نوع یادگیری به یادگیری مشاهده‌ای (یا مدل‌سازی) معروف است.

 

Facilitator theory

امروزه يكي از اصول مهم درياددهي - يادگيري ، موضوع فعال بودن فراگيرندگان است. يادگيري ارتباطي دوطرفه و تعاملي است و بديهي است كه يادگيرندگان منفعل باشند ، امكان يادگيري به وجود نخواهد آمد .

اساتيد و

كاربرد آموزش در مراقبت پرستاري

          1-بررسي نيازهاي يادگيري

            2- تشخيص پرستاري (تعيين نيازهاي آموزشي)

            3- تعيين اهداف آموزشي و برنامه ريزي

           4- اجراي طرح آموزشي

           5-ارزشيابي
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 12:20 توسط نسرین فدائی وش|

این نظریه از معروفترین نظریه های انگیزش است که توسط آبراهام مازلو ارائه شد.به نظر وی درون هر انسان پنج دسته نیاز وجود داردو هر شخص برای ارضای نیاز های خود به ترتیب زیر می کوشد.

  1. نیاز های فیزیولوژیکی، مانند نیاز به آب،غذا،خواب و غیره.
  2. نیاز به امنیت، مانند مسکن،تأمین و محفوظ ماندن در برابر خطرات محیطی و عاطفی.
  3. نیاز اجتماعی،مانند عشق محبت خانواده.
  4. نیاز به احترام که به دو بخش درونی وبیرونی تقسیم می شود،درونی مانندحرمت نفس و بیرونی مانند شهرت.
  5. خودشکوفایی که عبارت است از بهره گیری از استعداد ها و رشد و توسعه فردی.

مازلو این نیاز ها را به دو دسته بالایی و پاینی تقسیم کرده است، نیاز های فیزیولوژیکی و امنیت در رده پایین و نیاز های اجتماعی، احترام، خودشکوفایی را در رده بالا قرار داد.نیازهای رده بالا در درون فرد ارضا شده و نیاز های رده پایین به وسیله عوامل بیرونی ارضا میشوند.

نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 12:11 توسط نسرین فدائی وش|

"توجه  توجه "

دانشجویان  گروههای ۳ و ۴  درس آموزش بیمار روز یکشنبه از ساعت ۱۴  برای کارعملی در پراتیک  حضور داشته باشند و تکلیف کلاسی را  آماده نموده و همراه داشته باشید .

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392ساعت 9:43 توسط نسرین فدائی وش|

 دربرنامه ریزی آموزشی  تعیین اهداف از اهمیت خاصی برخوردار می باشد و مشخص کردن  درست آنها می تواند مسیر را روشن و آشکار نماید . مشهورترين طبقه بندي موجود طبقه بندي بلوم است. بلوم براي سهولت در نوشتن و طبقه بندي كردن هدف هاي آموزشي وتهيه آزمون براي هدف ها، آنها را به سه حوزه، مختلف طبقه بندي مي كند. حوزه شناختي، حوزه رواني – حركتي ، حوزه عاطفي.

حوزه شناختی اهداف آموزشی

هدف‌های آموزشی حوزه شناختی به فرایندهایی چون دانستن، شناختن، فهمیدن، اندیشیدن، استدلال کردن و قضاوت کردن مربوط می‌شود. برای مثال وقتی معلمی از این بابت نگران است که یکی از دانش‌آموزان او در حل کردن مسائل درس ریاضی با مشکل مواجه است، نگرانی او به حوزه شناختی مربوط می‌شود. حوزه شناختی به دو بخش توانایی‌ها و مهارت‌های ذهنی و بخش دانش تقسیم می‌شود. در حوزه دانش ، دانش‌آموز باید بتواند اطلاعاتی را به ذهن خود بسپارد.

مثل تعریف اصطلاحات علمی و فنی درس ، معانی لغات ، دانستن وقایع ، تاریخ‌ها ، مکانها و... در بخش مهارت‌های ذهنی ، دانش‌آموز باید بتواند به فهم مطالب نائل شود. مثلا بتواند یک بخش کلی از درس را فهمیده و به زبان خود خلاصه کند. همینطور بتواند مطالب یاد گرفته شده را به کار ببندد. مثلا قوانین مثلثات را در موقعیت‌های عملی به کار گیرد. یا اصول روان‌شناسی را در موقعیت‌های جدید اجتماعی به کار بگیرید، یا بتواند موضوعات را مورد داوری و ارزشیابی قرار دهد. تمامی این فرایندها به حوزه شناختی مربوط می‌شود که نشان می‌دهد فرد توانسته‌است دانش لازم را در زمینه خاصی کسب کند و بر اساس توانایی‌های ذهنی خود ، عملیات جدیدی را از لحاظ ذهنی انجام دهد، تحلیل کند ، ترکیب کند و ارزشیابی کند.


اين حوزه داراي شش طبقه است.
1. دانش: شامل يادآوري امور جزئي و كلي، يادآوري روش ها و فرايند ها، يا يادآوري الگوها، ساختها و موقعيت هاست. اين طبقه به طور عمده بر فرايندهاي روانشناختي يادآوري تأكيد مي كند.
2. فهميدن: در فهميدن خود قادر است هدف اصلي يك ارتباط را درك كند و مي تواند موارد يا انديشه هايي را كه ارتباط موردنظر بدان پرداخته مورد استفاده قرار دهد.
3. كار بستن: استفاده از انتزاعيات در موقعيت هاي ويژه عيني است.
4. تحليل: شكستن يك ارتباط به اجزاء يا عناصر تشكيل دهنده آن به گونه اي كه سلسله مراتب نسبي انديشه ها به صورت روشني نشان داده شود.
5. تركيب: پهلوي هم گذاشتن عناصر و اجزاء براي ايجاد يك كل است.
6. ارزشيابي: داوري در مورد ارزش مطالب و روش ها براي مقاصد معين است.

حوزه عاطفی اهداف آموزشی

هدف‌های حوزه عاطفی به احساس ، نگرش ، انگیزش ، قدردانی ، ارزش‌گذاری و از این قبیل مربوط می‌شوند. برای مثال وقتی معلمی از این بابت نگران است که یکی از دانش‌آموزان او علاقه‌ای به درس ریاضی نشان نمی‌دهد، نگرانی او در رابطه با مشکل دانش‌آموز ، به حوزه عاطفی مربوط می‌شود. در این حوزه دانش‌آموز باید بتواند به موضوعات آموزشی نشان دهد، میل به پذیرش داشته‌باشد و توجه انتخابی داشته‌باشد. به مسائل واکنش نشان دهد و از این پاسخ‌دهی احساس خرسندی کند. نسبت به موضوعات ، ارزش مثبت قائل شود. از خود شوق و اشتیاق نشان دهد.


اين حوزه داراي طبقاتي به شرح زير است:
1. دريافت كردن (يا توجه كردن): يادگيرنده نسبت به وجود يك پديده يا محرك مشخص حساس مي شود، يعني نسبت به دريافت آن ها به طور آگاهانه علاقه پيدا مي كند و به طور انتخابي به پديده يا محرك توجه مي كند.
2. پاسخ دادن: در اين مرحله يادگيرنده نه تنها علاقمند به توجه داشتن نسبت به پديده يا محرك است بلكه به طور فعالانه توجه مي كند. در اينجا يادگيرنده از انجام فعاليت احساس رضايت خاطر مي كند.
3. ارزش قائل شدن: يادگيرنده براي يك پديده، چيز يا رفتار ارزش قائل ميشود. در اينجا يادگيرنده مجموعه اي از ارزش ها يا انديشه هاي مشخص را دروني مي كند و اين انديشه ها حالت نگرشي شخصي او را پيدا مي كنند.
4. سازمان دادن به ارزش ها: در اين طبقه يادگيرنده مفهوم يك ارزش را درك كرده و براي خود از مجموعه ارزش هاي مختلف يك نظام كلي ارزش ها را سازمان مي دهد.

5. تشخص به وسيله يك ارزش يا مجموعه اي از ارزش ها: يادگيرنده در درون خود يك سلسله مراتباز نظام ارزش ها به وجود آورده است كه رفتار فردي او را كنترل مي كند. كنترل آن قدر بر رفتار فرد تأثير مي گذارد كه مي توان او را به صورت فردي كه داراي تمايلات چنين يا چنان است توصيف كرد.

حوزه روانی- حرکتی اهداف آموزش

هدف‌های حوزه روانی- حرکتی ، به حرکات و اعمال ماهرانه بدنی چون نوشتن ، تایپ کردن ، نواختن آلات موسیقی ، ورزش کردن و انجام دادن مشاغل و حرفه‌های گوناگونی که با فعالیت بدنی و روانی هر دو سروکار دارند، گفته می‌شود. زمانی که فرد می‌تواند حرکات مستقل بدنی را یاد بگیرد و یا مهارت‌های مختلفی را انجام دهد، اهداف حوزه روانی- حرکتی مورد نظر هستند. مثلا اینکه دانش‌آموز بتواند 100 متر را در 15 ثانیه بدود، یا دانش‌آموز بتواند نتی را که از پیانو می‌شنود با گیتار اجرا کند، یا بتواند با یک شخص ناشنوا از طریق اشارات سر و دست رابطه برقرار کند، شنا کردن انجام دهد و...

بر طبق نظر سیمپسون حوزه روانی – حرکتی شامل هفت مرحله زیر است:

ادراک:استفاده از حواس برای هدایت کنشهای حرکتی.

آمادگی: آماده بودن برای انجام یک عمل.

پاسخ هدایت شده: عمل کردن به کمک هدایت یک الگو.

مکانیسم:انجام اعمالی که نسبتا مشخص و عادتی هستند.

پاسخ پیچیده آشکار: ترکیب تعدادی از عادتها.

انطباق: استفاده از مهارتهای قبلا آموخته شده برای انجام تکالیف تازه اما مربوط به گذشته.

ابتکار: خلق الگوهای تازه حرکتی برای حل مسایل غیر معمول.

 

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1392ساعت 10:15 توسط نسرین فدائی وش|

بسمه تعالی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه

طرح درس ترمی  (course plan )

معرفی درس :    فرآیند یادگیری و اصول آموزش به بیمار                  نیمسال دوم سال تحصیلی 92-91                    

نام درس:  فرآیند یادگیری و اصول آموزش به بیمار      رشته و مقطع تحصیلی: ترم اول کارشناسی پرستاری 

*روز و ساعت برگزاری: روز های دوشنبه 18-10/17  * تعداد واحد: 1 واحد نوع واحد : 5/0واحد تئوری و 5/0 واحد عملی  

        * محل برگزاری: دانشکده فنی و اتاق پراتیک  دروس پیش نیاز: پیش نیاز ندارد

 

e-mail:nfadaevash@yahoo.com

 

هدف کلی درس  : آشنايي دانشجو با اصول وفرايند يادگيري , طراحي برنامه آموزشي و روش  آموزش به بيمار

 

اهداف اختصاصی درس: دانشجویان در پایان دوره بتوانند:

1-  اصول و مفاهيم كليدي در آموزش را بیان نمایند    

2-   يادگيري و نظريه هاي آن را شرح دهند

3-حيطه هاي ياد گيري( شناختی ,عاطفی و روان حرکتی ) شرح دهند

 4-  مراحل تدوین طراح آموزشي را بیان نمایند

5- اهداف آموزشي( کلی ,  اختصاصی و رفتاری ) شرح دهند

6- محتواي درس ,روش تدريس و گروه های تدریس را متناسب با اهداف بیان نمایند

7- ارتباطات و مهارت هاي ضمن تدريس را شرح دهند.

8- روش های ارزشيابي میزان یادگیری فراگیران  را بیان مایند

9- نقش رسانه ها ي آموزشي در تدريس را شرح دهند

 منابع:

 

۱- اسدي نوقابي , احمد علي . فرايند يادگيري و اصول آموزش به بيمار , تهران , انتشارات بشري , (1386)

۲- مهاجر, تانيا , اصول آموزش به بيمار  , تهران , نشر سالمي , (1380)

۳- سیف علی اکبر . روانشناسی یادگیری و آموزش . نشر دوران . تهران 1386

۴-  دلير، زهرا . آموزش به بيماريهاي داخلي و جراحي ، انتشارات سخن گستر(1383)

 

 نحوه ارزشیابی دانشجو  :  

1-حضور فعال در كلاس و عدم غیبت 2نمره

2- شركت در بحث هاي گروهي و پاسخ به سوالات  در کلاس درس   2  نمره  

3- برگزاری کوئیز2نمره

3-  آزمون پايان ترم   ۱۴ نمره ( برای بخش تئوری)

4- وانجام عملي آموزش به مددجو در حضور دانشجويان در كلاس يا عرصه 40% نمره

5- نوع سوالات : چهار گزینه ای و پاسخ کوتا و تشریحی

6- روش تدرس در این درس با استفاده از روش سخنرانی , پرسش و پاسخ  و بحث گروهی می باشد

 

ردیف

عنوان

مدرس

آمادگی لازم دانشجویان قبل از شروع کلاس

1

اصول و مفاهيم كليدي در آموزش و آشنایی با يادگيري و نظريه هاي آن

 

 نمی خواهد

2

حيطه هاي ياد گيري( شناختی ,عاطفی و روان حرکتی )

مراحل طراحي آموزشي

 

مطالعه از کتاب 

3

اهداف آموزشي( کلی ,  اختصاصی و رفتاری )

 

 مطالعه از کتاب 

4

محتواي درس ,روش های تدريس و گروه های تدریس

 

 مطالعه از کتاب 

5

ارتباطات و انواع آن مهارت هاي تدريس روش های ارزشيابي میزان یادگیری فراگیران نقش رسانه ها ي آموزشي در تدريس

 

 مطالعه از کتاب 

6

- جلسه پرسش و پاسخ در خصوص ارائه کار عملی و برطرف کردن مشکلات دنشجویان

 

  

7

ارزشیابی کار علمی  در ارتباط با تدوین برنامه آموزشی برای هر دانشجو

 

 

8

9

ارائه کار عملی تعدا د10نفر از دانشجویان

ارائه کار عملی تعدا د10نفر از دانشجویان

 

 

10

ارائه کار عملی تعدا د10 نفر از دانشجویان

 

 

11

ارائه کار عملی تعدا د10 نفر از دانشجویان

 

 

12

ارائه کار عملی تعداد 10 نفر از دانشجویان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  تاریخ امتحان پایان ترم: طبق تقویم دانشگاه

* سایر تذکرهای مهم برای دانشجویان:

 1-کوئیز ها بدون اطلاع قبلی برگزار می شود

2- دانشجویان از جلسه سوم موظف به انتخاب موضوع آموزش به مددجو و و مشخص نمودن ویژگی های فراگیر خود می باشند

3- دانشجویان در جلسه  چهارم موظف به ارایه هدف کلی و اهداف جزیی موضوع آموزشی خود بصورت مکتوب می باشند

4- دانشجویان در جلسه پنجم موظف به ارایه اهداف رفتاری موضوع آموزشی خود بصورت مکتوب می باشند

5- دانشجویان در جلسه ششم موظف به ارایه کل موضوع آموزشی خود بصورت مکتوب می باشند

6- در جلسه هفتم اهداف ارایه شده  برای هر دانشجو  بصورت مجزا  مورد ارزشیابی قرار خواهد گرفت

7- از جلسه هشتم   به بعد ارایه کارعملی دانشجو با توجه به امکانات موجود و ترتیب مورد توافق دانشجویان شروع می شود

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1392ساعت 14:5 توسط نسرین فدائی وش|

•آموزش‌هاي بدو ورود بر اساس استانداردهاي حاكميت باليني
•آموزش به بيمار در حين بستري
•آموزشهاي حين ترخيص
•آموزشهاي پس از ترخيص

 
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت 12:33 توسط نسرین فدائی وش|

امروزه آموزش به بیمار یکی از ارکان اولیه درمان بیماری‌ها محسوب شده و باید به عنوان یکی از شاخص‌های عملکردی نظام سلامت در نظر گرفته شود، گفت: آموزش و آگاهی دادن به بیمار منجر به آشنایی وی با بیماریش می‌شود.نتیجه این امر، مشارکت آگاهانه و مسوولانه بیماران در فرآیند درمان است و موجب می‌شود تا آنها عوامل تشدید کننده و بهبود دهنده بیماری خود را بشناسند و به آن عمل کنند. داروی خود را به موقع، به اندازه و درست مصرف کنند و از درمان‌های نادرست و توصیه‌هایی که ناشی از باورهای غلط در جامعه است، پرهیز کنند.به عنوان مثال "استرس" در شروع بیماری،‌ اوج بیماری و افزایش عوارض آن، نقش مهمی ایفا می‌کند که بایستی با ارائه آموزش‌های لازم از بروز آنها جلوگیری کرد.

"آموزش و درمان" جایگزین یکدیگر نمی‌شوند اما مکمل هم هستند، بیان کرد: آموزش نیازمند برنامه است. اگر گروه‌های علمی اطلاعات درستی را به مردم ندهند، موجب خواهند شد که آنها اطلاعات غلط را از منابع دیگر کسب کنند.

آموزش به بیمار بیشترین صرفه اقتصادی را هم برای بیمار و هم جامعه دربر دارد، آموزش بیمار با اشاره به اینکه آموزش به بیمار کمک می‌کند تا آزمایشات پاراکلینیک خود را به موقع برای ارزیابی بیماری و اثربخشی دارویی انجام دهد و همچنین نقش تغذیه، فعالیت، ورزش و تاثیر استرس بر بیماری را بشناسد،نتیجه این اقدامات، کاهش عوارض و ناتوانی بر اثر بیماری، هزینه کمتر و در برخی موارد تعداد ویزیت و بستری کمتر و کنترل بهتر بیماری است.فقدان دانش، کمبود وقت، پرسنل، منابع ناکافی و محیط نامناسب از جمله موانع آموزش بیماران به شمار می رود.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت 12:9 توسط نسرین فدائی وش|


آخرين مطالب
» نظریه های یادگیری
» نظریه انگیزش
» پیام امروز
» اهداف آموزشی
»
» مراحل آموزش به بيمار در چهارچوب حاكميت باليني
» مقدمه

Design By : Pichak